counter create hit

مطالب مرتبط:

عناوین روزنامه های اقتصادی ۲۲ فروردین ۹۷/ فرمان ایست به دلار! +تصاویر

تیتر نیم صفحه نخست روزنامه های اقتصادی چهارشنبه ۲۲ فروردین ۹۷ به مسائل مهم روز اقتصاد، تجارت و صنعت پرداخته است.

نکاتی برای انتخاب رنگ برای فضاهای کوچک

رنگ در فضاهای داخلی می تواند بسیار تاثیرگذار بوده و با ایجاد تاثیرات بصری ابعاد فضا را بزرگتر یا کوچکتر از اندازه واقعی نشان دهد به همین دلیل در فضاهای کوچک بسته به نیازها و سلایق کاربر بایستی در انتخاب رنگ دقت بیشتری شود تا با برنامه ریزی مناسب در حین استفاده ...

ضرورت توسعه فیزیکی و نمایشگاه های موزه ملی ایران 

بازدید اعضای شورای شهر تهران از موزه ملی ایران و نمایشگاه های لوور و عکس های شادروان عباس کیارستمی به تاکید توسعه فیزیکی موزه مادر و تنوع بخشی و افزایش  نمایشگاه های ملی و بین المللی منجر شد. ...

سریال «دیوار به دیوار ۲»؛ برند جذابی که سوخت

سریال «دیوار به دیوار 2» با وجود فراهم بودن تمام امکانات تولید، در فصل دوم نتوانست موفقیت فصل اول را تکرار کند و در جایگاه قابل قبولی بایستد. همزمان با پخش قسمت های پایانی این سریال، دلایل عدم موفقیت آن را بررسی می کنیم. ...

توقف نمایش فیلم های کمدی تا ساعت ۱۷ امروز

به مناسبت شهادت امام موسی کاظم(ع)، فیلم های کمدی تا ساعت ۱۷ در سالن های سینما نمایش داده نمی شوند.

عکس ؛ بوفون و جشن صعودیافتگان در برابر چشمان نگران این سنگربان

عکس ؛ بوفون و جشن صعودیافتگان در برابر چشمان نگران این سنگربان

بلیچر ریپورت به بهانه پایان مرحله یک چهارم نهایی مسابقات لیگ قهرمانان اروپا ، طرح زیر را منتشر کرده که نشان از شادی ۴ تیم صعودکننده و حسرت بزرگ جی جی بوفون دارد. بوفون گلر یووه در بازی شب گذشته پس از پیروزی ۳ بر ۰ مقابل رئال ، در اعتراض به پنالتی جنجالی ا ...

فروش GTA V از بهترین فیلم های سینمایی نیز بیشتر بوده است

بر اساس صحبت های یکی از تحلیل گران صنعت فیلم و بازیسازی، GTA V توانسته از تمامی فیلم های سینمایی فروش بیشتری داشته باشد و آماری باورنکردنی از خود به جای بگذارد. در ادامه با وینفون همراه باشید. این موضوع که بازی GTA V یکی از موفق ترین و پرطرفدارن ترین ...

«نقی معمولی» استقلالی شد + عکس

محسن تنابنده بازیگر نقش «نقی معمولی» در سریال پایتخت امروز در کلینیک استقلال حضور یافت.

فیلم | چگونه باید ارز مسافرتی از بانک ها بخریم؟

سخنگوی بانک مرکزی گفت: برای دریافت ارز مسافرتی قبل از سفر، به بانک های سطح شهر مراجعه کنید.

اتفاق بی سابقه برای ایرانی ها در کن ۲۰۱۸

در جشنواره کن امسال سه کارگردان ایرانی برای دریافت نخل طلا با هم رقابت می کنند. اصغر فرهادی با فیلم «همه می دانند»، جعفر پناهی با فیلم «سه رخ» و اوا هیوسون با فیلم «دختران خورشید». ...

وجود دارد این است که داستان از کلیله و panchatantra

حکایتی بسیار زیبا از کلیله و دمنه

وجود دارد این است که داستان از کلیله و panchatantra وب سایت سرگرمیبخش خیلی چیزهای به خواندن و حکایات جالب حکایتی بسیار زیبا از کلیله و panchatantra کلیله و panchatantra حکایتی بسیار زیبا از کلیله و panchatantra در مورد قایق بعد دو از کمپین بودند در گوشه مزرعه ای با خوشحالی زندگی می کردند . در فصل بهار ، وقتی که باران زیاد می بارید ، کبوتر ماده به همسرش گفت : " این لانه خیلی مرطوب است . اینجا دیگر جای خوبی برای زندگی کردن نیست . " کبوتر جواب داد : " به زودی تابستان از راه می رسد و هوا گرمتر خواهد شد . علاوه براین ، ساختن این چنین لانه ای که هم بزرگ باشد و هم انبار داشته باشد ، خیلی مشکل است ." بنابراین دو کبوتر در همان لانه قبلی ماندند تا این که تابستان فرا رسید و لانه آنها خشک تر شد و زندگی خوشی را در مزرعه سپری کردند . آنها هر چقدر برنج و گندم می خواستند می خوردند و مقداری از آن را نیز برای زمستان در انبار ذخیره می کردند . یک روز ، متوجه شدند که انبارشان از گندم و برنج پر شده است . با خوشحالی به یکدیگر گفتند : " حالا یک انبار پر از غذا داریم . بنابراین ، این زمستان هم زنده خواهیم ماند . " آنها در انبار را بستند و دیگر سری به آن نزدند تا این که تابستان به پایان رسید و دیگر در مزرعه دانه به ندرت پیدا می شد . پرنده ماده که نمی توانست تا دور دست پرواز کند ، در خانه استراحت می کرد و کبوتر نر برای او غذا تهیه می کرد . در فصل پائیز وقتی که بارندگی آغاز شد و کبوترها نمی توانستند برای خوردن غذا به مزرعه بروند ، یاد انبار آذوقه شان افتادند . دانه های انبار بر اثر گرمای زیاد تابستان ، حجمشان کمتر از حجم اولیه شان شده بود و کمتر به نظر می رسید . کبوتر نر با عصبانیت به پیش جفت خود بازگشت و فریاد زد : " عجب بی فکر و شکمو هستی ! ما این دانه ها را برای زمستان ذخیره کرده بودیم ، ولی تو نصف انبار را ظرف همان چند روز که در خانه ماندی ، خورده ای ؟ مگر زمستان و سرما و یخبندان را فراموش کردی ؟ " کبوتر ماده با عصبانیت پاسخ داد : " من دانه ها را نخوردم و نمی دانم که چرا نصف انبار خالی شده ؟ " کبوتر ماده که از دیدن مقدار کم دانه های انبار ، متعجب شده بود ، با اصرار گفت : " قسم می خورم که از همان روزی که این دانه ها را ذخیره کردیم ، به آنها نگاه نکردم . آخر چطور می توانستم آنها را بخورم ؟ من در حیرتم چرا این قدر دانه های انبار کم شده است . این قدر عصبانی نباش و مرا سرزنش نکن . بهتر است که صبور باشی و دانه های باقی مانده را بخوریم . شاید کف انبار فرو رفته باشد یا شاید موش ها انبار را پیدا کرده اند و مقداری از آنها را خورده اند . شاید هم شخص دیگری دانه های ما را دزدیده است . در هرصورت تو نباید عجولانه قضاوت کنی . اگر آرام باشی و صبر کنی ، حقیقت روشن می شود . " کبوتر نر با عصبانیت گفت : " کافی است ! من به حرف های تو گوش نمی دهم و لازم نیست مرا نصیحت کنی . من مطمئن هستم که هیچکس غیر از تو به اینجا نیامده است . اگر هم کسی آمده ، تو خوب می دانی که آن چه کسی بوده است . اگر تو دانه ها را نخوردی باید راستش را بگویی . من نمی توانم منتظر بمانم و این اجازه را به تو نمی دهم که هر کاری دلت می خواهد بکنی . خلاصه ، اگر چیزی می دانی و قصد داری که بعد بگویی بهتر است همین الان بگویی ." کبوتر ماده که چیزی درباره کم شدن دانه ها نمی دانست ، شروع به گریه و زاری کرد و گفت : " من به دانه ها دست نزدم و نمی دانم که چه بلایی بر سر آنها آمده است " و به کبوتر نر گفت که صبر کن تا علت کم شدن دانه ها معلوم شود . اما کبوتر نر متقاعد نشد ، بلکه ناراحت تر شد و جفت خود را از خانه بیرون انداخت . کبوتر ماده گفت : " تو نباید به این سرعت درباره من قضاوت کنی و به من تهمت ناروا بزنی . به زودی از کرده خود پشیمان خواهی شد . ولی باید بگویم که آن وقت خیلی دیر است و بلافاصله به طرف بیابان پرواز کرد و پس از مدتی گرفتار دام صیاد شد . " کبوتر نر ، تنها در لانه به زندگی خود ادامه داد . او از این که اجازه نداد جفتش او را فریب دهد ، خیلی خوشحال بود . چند روز بعد هوا دوباره بارانی و مرطوب شد . دانه های انبار ، دوباره چاق تر و پرحجم تر شدند و انبار دوباره به اندازه اولش پر شد . کبوتر عجول با دیدن این موضوع ، فهمید که قضاوتش درباره جفتش اشتباه بوده و از کرده خود خیلی پشیمان شد ، ولی دیگر برای توبه کردن خیلی دیر شده بود و او به خاطر قضاوت نادرستش تا آخر عمر با ناراحتی زندگی کرد . پندها: زود قضاوت  نکنید. زود به انتهای قضیه نرسید و یکه به قاضی نروید یا در میان صحبت‌ها مدام دنبال درست و غلط نگردید. قبل از نتیجه گیری کردن در مورد حرف‌های دیگران کمی فکر کنید ؛‌ خصوصا اگر می‌دانید این صحبت فقط از یک احساس زود گذر نشات می‌گیرد. مطالب مرتبط داستانی بسیار زیبا و خواندنی! حکایتی از مولانا و شمس روزی حکایتی پاراگراف های زیبا از کتاب های زیبا داستان بسیار زیبای خیانت! حکایتی بسیار زیبا از کلیله و دمنه گردآوری توسط بخش حکایات خواندنی و حکایات جالب سایت میهن مگ